دردی که نفسمو به شماره انداخته ...

خرید بک لینک

سال بدی بود ...

تنها شدن ، از دست دادن، نامردی دیدن ، فراموش شدن ...

درد کشیدم، تو دردام دست و پا زدم ...

فکر کردم دنیا تموم شده واسم ...

آره دنیا تموم شد ولی ،

ولی زندگی بازم رویه ناخوش خودشو نشونم داد ...

نشونم داد که زندگی میتونه بدتر از تنها شدن باشه ، بدتر از ، از دست دادن عشق باشه...

نشون داد که بعضی وقتا دردایی سراغت میاد که نبودن عشق جلوی این دردا یه بچه بازیه مسخرس ...

باورم نمیشه که این یه هفته ی کابوس و عذاب آور تموم شه ...

حاضرم دنیامو بدم تا فقط چشم باز کنم و ببینم همش خواب بوده ....

نمیدونم چرا خدا داره آخر سالی این همه اذیتم میکنه ...

خدایا یاور نمیکنم که ببینی این چند ماه و عذاب کشیدم و عذاب دیگه ای بهم بدی ...

خدایا باور نمیکنم که بعد از نامردی بنده هات توام نامردی کنی درحقم...

خدایا من 3 ماهه که مردم ،

دیگه چی میخواستی از این مرده که باز باید با یه درده بزرگتر عذابش بدی..

همه تو جنب و جوش عیدن ، ولی تو این هفته یه دردی دست گذاشته رو گلو و داره با تمام توان فشار میده ...

خدایا اگه هستی بدون که دیگه طاقت ندارم ... خیلی کمم واسه این درد خدا ...

دارم زمین میخورم خدا ...

کاش کابوس آخرین روزای 94 تموم شه ...

...

3aro3eda...

ما را در سایت 3aro3eda دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 12:09

صفحه بندی